۲. آسیبشناسی وضعیت موجود (چالشها)
کارگروه در بررسی چالشهای کنونی به موارد ذیل اشاره دارد:
- ماهیت دوزیستِ برنامه: در حال حاضر تکلیف برنامه بین «ارائه خدمات» (سطح یک مشارکت) و «جامعهمحوریِ اصیل» مشخص نیست. بسیاری از طرحها به صورت نتیجهمحور و سفارشی وارد محله میشوند که باعث ایجاد وابستگی به سازمان شده و فرآیند «خودتقویتی» در محله شکل نمیگیرد.
- مشکلات نیروی انسانی آموزش دیده: نبود منابع مالی مستقل برای اجرای برنامه در محله ،آموزش مستمر تسهیلگران، مانع از توانمندسازی واقعی نیروی انسانی در محلات شده است.
- ضعف در هماهنگی بینبخشی: دستگاههای همکار اغلب الزامی برای مشارکت در طرحهای محلهمحور نمیبینند و هماهنگیهای فرابخشی در سطح استان و محله به بلوغ نرسیده است.
- محدودیتهای محیطی: تنوع قومی و مذهبی در مناطق شرق کشور، نیازمند انعطافپذیری است. همچنین نبود «نردبان مشارکت» (Participation Ladder) در طراحیهای کنونی، نیازمند برنامه ریزی جهت ارتقای سطح بلوغ اجتماعی محلات میشود.
- ضعف در اطلاعرسانی: برنامههایی نظیر «طرح سلام محله» با وجود ظرفیت بالا، از اطلاعرسانی ناکافی رنج میبرند.
۳. پیشنهادات استراتژیک برای بهبود کارکرد
جهت خروج از وضعیت موجود، راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
- تغییر نقش سازمان (از مجری به کاتالیزور): سازمان باید بر ایجاد «جاذبه» تمرکز کند. اگر فعالیتها دقیق و اثربخش باشد، مردم جذب شده و سایر دستگاهها نیز به تبعِ مطالبهگری مردم، به میدان خواهند آمد.
- استفاده از ظرفیتهای فناورانه و داراییهای راکد: بهرهگیری از تکنولوژیهای نوین برای ساماندهی دادهها و نیز استفاده از املاک و امکانات بلااستفاده سازمان در محلات (مانند اماکن ورزشی و آموزشی) برای استقرار هستههای محلی.
- تشکیل «هستههای محلی» مبتنی بر مسئله: تمرکز بر حل مسائلِ خاص هر محله بهجای نسخههای واحد؛ به این معنا که اگر مسئلهای در یک محله اولویت نیست،میتواند در آنجا اجرا نشود.
- مدیریت تجارب: ایجاد سازوکاری برای انتقال تجارب موفق و ناموفق بین شهرستانها و استانها جهت شروع کردن از نقطه ای جلوتر در توسعه و جلوگیری از تکرار خطاها.
۴. راهکارهای عملیاتی و ساختاری
برای تضمین پایداری و اثربخشی طرحها، کارگروه موارد ذیل را به عنوان اصلاحات ساختاری پیشنهاد میدهد:
- پروژه مستقل «شناسنامه محله»: پیشنهاد میشود «شناسنامه محله» به عنوان یک پروژه مستقل و مجزا از ارائه خدماتِ طرحهای مختلف، در مراکز مثبت زندگی یا سایرکانون ها، تعریف و حمایت مالی شود. این شناسنامه پایه اصلی تمامی برنامهریزیها خواهد بود.
- بازنگری در تشکیلات «مراکز مثبت زندگی»: تشکیلات فعلی مراکز مثبت زندگی با مأموریتهای جدیدِ محلهمحوری همخوانی ندارد. ضرورت دارد این تشکیلات در سازمان بازنگری شده و تسهیلگران متناسب با این ساختار تربیت شوند.
- استفاده از «فعالسازها» (Activators): برای محلات کمانگیزه، باید منابعی تحت عنوان «فعالساز» در اختیار برنامه قرار گیرد تا مشارکتِ اولیه شکل بگیرد. پس از آن که برنامه در مسیر خود قرار گرفت، نیاز به این فعالسازها کاهش خواهند یافت.
- توجه به «دوگانههای محلی»: توجه به تضادها و دوگانههای موجود در محلات حیاتی است؛ نادیده گرفتن این دوگانهها میتواند منجر به شکست کل برنامه شود.
- تداوم پایداری (پسا-خروج): برای جلوگیری از شکست طرحها پس از خروج تسهیلگر سازمانی، باید بر تربیت «تسهیلگران محلی» تمرکز شود تا محله بتواند پس از اتمام طرح، بر پای خود بایستد.
۵. نتیجهگیری
کارگروه شرق تأکید دارد که این طرحها، «پیشانیِ ورود» به جامعه هستند. اگرچه چالشهایی نظیر ماهیت دوزیست برنامه و ضعف ساختارهای حمایتی وجود دارد، اما با تمرکز بر آموزش تسهیلگران، تعریف پروژههای مستقلِ شناسنامهدار، و اصلاح تشکیلاتِ مراکز مثبت زندگی، همزمان با برنامه ریزی مبتنی بر نیاز و تقاضا در هر محله میتوان امید داشت که سازمان به جایگاه اصلی خود در حکمرانیِ جامعهمحور بازگردد.












نظر شما